امیر علیامیر علی، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 10 روز سن داره

عشق فسقلی من

عزیز قشنگم

عزیزدلم حسابی شیطون شدی. میگی :آب میوام توی لیوان برات آب میارن هرچقدشو که خواستی میخوری بقیه شو همچین چشمات شیطوووون میکنی و با شیطنت نگاه خاله سوسن میکنی با صدای آروم میگی:بریزم؟. همه آب توی لیوان خالی میکنی رو خاله سوسن   تازگیا همش دلت میخواد برات زنگ بزنن و با بقیه حرف بزنی. پشت تلفن اینقد ناز حرف میزنی قربونت برم اون روز برات زنگ زدم گوشی برداشتی گفنم: سلام خاله جون گفتی: ســـــلام، خوبی، سلامتی؟ ازت پرسیدم:کجایی؟ گفتی: خونمون. گفتم : چیکار میکنی؟ گفتی: مــــــــَن داااااارم........مـــــَن داااارم ...مـَن دارم اذیت میکنم   بعد ازت پرسیدم:غذا خوردی؟ گفتی: نه نخوردم. گفتم : خب به مامانیت بگو بهت غذا بده ب...
10 بهمن 1393

نازگلی من

الان که دارم اینا رو برات مینویسم خوشکلم دو سال و چهار ماه داری. این روزا عاشق تلفن شدی. همش تلفن برمیداری و میگی: الو سلام. خوبی؟ سلامتی؟ موبایل خالع ملی برمیداری و میگی آهنگ میخوام تا برات آهنگ بذاریم و کلی برامون میرقصی. گوشی من همش دستته و روش احساس مالکیت میکنی تا میای خونه مادرجون میگی: گوشی اَری علی (امیرعلی) بده یه آهنگ کره ای هست اولش که شروع میشه میگه: گَمنن سای. این آهنگ خیلی دوس داری دایم میگی: گاما سا بذار  من فدات بشم با این حرف زدنت. ...
10 بهمن 1393

عشق قشنگم و پاییز باغ بابا صفر

عزیزدلم تو هرچی بزرگتر میشی ماشالـــا شیطونتر میشی تعدادی از عکسای پاییزیت میذارم     بزنم به تخته حسابی هم کمک میکنی. من قربوووونت برم.بوووس     یه بار رفتیم باغ بابا صفر اونجا یه عالمه برگ خشک درختا ریخته بود. منم گذاشتمت وسط برگا و کلی برگ ریختم رو دست و پات. اونقد که دیگه دیده نمیشدی.الهی من فدات بشم کلی ناز شده بودی بعد که برگا رو زدی کنار و بیرون اومدی برگایی که به لباسات چسبیده بود رو تمیز میکردی. دونه دونه شو برمیداشتی و مینداختی دور. با هر یه دونه برگ هم میگفتی: برگ بَـــدوو       ...
10 بهمن 1393

امیرعلی ما دو ساله شده

عزیزدلم خیلی وقته نتونستم بیام اینجا و شیطنتای جدیدت رو بنویسم.ماشالا حسابی شیطون شدی.   16 شهریور 93 فسقلی ما دو ساله شد. چندتا از عکساشو میذارم.         ...
10 بهمن 1393

تابستان 93 با نوه های خونه بابا صفر

تابستون امسال که همه نوه ها بودن و تازه امیر علی و سینا کوچولو هم دو ساله شده بودن و حسابی شیطنت میکردن. همشون خونه رو به هم میریختن انگاری که میدون جنگه     ای جااااااان تو کوچولوی من هم دنبال اونا میدویدی و کلی باهاشون بازی میکردی و شیطنت میکردی. تازگیا هم عاشق سشوار شدی میای بدو بدو بهونه سشوار میگیری و میگی : سشوار بده. بعد میری شانه هم برمیداری و با سشوار خاموش موهاتو سشوار میکنی. تازه ادای صدای سشوارم درمیاری     این روزا حسابی شیرین شدی و شیرین کاری در میاری . دیگه قشنگ جمله بندی میکنی. اون روز مامان سودابه تورو آورد آزمایشگاه پیش من آخه بچه ها دوست داشتن تورو ببینن اونجا که اومدی همش میگفتی...
14 شهريور 1393

سینا کوچولو هم 2 ساله شد

                               سینا کوچولو 2 ساله شد   سینا کوچولو یه ماه و نیم از امیر علی فسقلی بزرگتره و متولد 3 مرداد 91 هست میشه پسردایی امیرعلی کوچولو. سینا کوچولو هم 2 ساله شد و تولدش رو گرفتیم چند تا از عکساشو میذارم تازه کیک تولدشم شکل میکی موس بود. اینم چند تا از عکساش     سینا کوچولو تا کیک آوردن خوابید  دیگه همه منتظر شدیم تا بیدار بشه و تولد شروع بشه     اینم عکس نوه های خونه بابا صفر هست با ع...
14 شهريور 1393

امیر علی 2 ساله شد

          تولد تولد تولدت مبارک                                   کوچولوی من 2 ساله شد   کوچولوی من 16 شهریور 1393 دو ساله شدی البته چون نیما جون و طاها جون زیاد نمیتونستن بمونن و میخواستن زودی برن چند روز تولدت رو زودتر گرفتیم.   کیک تولدت شکل باب اسفنجی بود   تازگیا حسابی شیطون شدیا . اینم چند تا از عکسای تولدت           ...
14 شهريور 1393

مرداد 1393

عزیزدلک دیگه ماشالا بزرگ شدی و قد کشیدی و قشنگ حرف میزنی و جمله سازی میکنی الان 1 سال و 11 ماه و 8 روز داری. کم کم داری دو ساله میشی.ای جاااااااان قبلنا کوچولو بودی میگفتیم بگو مامان سودابه میگفتی: باده بعدش یکم پیشرفت کردی و بهش میگفتی اَبوبه زمان گذشت و بزرگتر شدی و بهش میگفتی ســــــابـــــــــه  و الانم میگی ایــــــدابـه   یعنی من عاشق حرف زدنتم     بهت میگیم چند تا خاله داری میگی: خیـــلی. آخه فسقلی دوتا خاله داری کجا میشه خیلی صدای دایی جون حمید میزنی و بهش میگی: حمیـــــدوووو  آخه اینو دیگه از کجا یاد گرفتی چند روز پیش تولد سینا کوچولو بود به زودی عکساشو میذارم تا ببینین ...
24 مرداد 1393

اینم کوچولوی ما

این روزا هرچی بزرگتر میشی بزنم به تخته شیطونیاتم مثل خودت بزرگتر میشه خونه مادرجون یه عالمه گل و باغچه داره همش میری آبپاش برمیداری آب میریزی رو گلا رو در و دیوار رو فرش خلاصه هیچ جا رو بی نصیب نمیذاری. اینم چند تا از عکسات الان تیر ماه 93 هستیم و تو عشق فسقلی من 1 سال و 10 و 15 روز داری. ماشالا حسابی قد کشیدی و بزرگ شدی   اگه گفتین این وروجک کیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خودشو بین درختا قایم کرد ه     این چشمای ناز مال کیه؟؟؟؟ دورش بگردم من       یکی نیست بگه آخه تو کوچولو اونجا دنبال چی میگردی آخه   نازگلی منی خاله     &nbs...
1 مرداد 1393